حسين بن سعيد الكوفي ( مترجم : صالحى )
145
الزهد ( زاهد كيست ؟ وظيفه اش چيست ؟ ) ( فارسى )
173 - ابو حمزه گويد : از امام باقر عَلَيْهِ السَّلَامُ شنيدم كه مىفرمود : به درستى كه روزى حضرت داود پيامبر عَلَيْهِ السَّلَامُ در محراب عبادتش بود ، متوّجه شد كه كرم سرخ رنگ كوچكى حركت مىكند تا به محل سجدهاش رسيد ، پس نگاهى بر او انداخت و در درون خود گفت : اين كرم براى چه آفريده شده است ؟ خداوند به كرم خطاب نمود : سخن بگو ، كرم به او گفت : اى داود ! آيا صداى حركت مرا احساس كردى ؟ و يا آنكه اثرى از حركت من بر روى ( چيزى تميز و ) صيقل داده شده ، آشكار گرديده است ؟ حضرت داود عَلَيْهِ السَّلَامُ به آن كرم فرمود : نديدهام . كرم گفت : همانا خداوند صداى حركت و نفَس كشيدن مرا مىشنود ؛ و آثار راه رفتن مرا مىبيند ، پس صدا ( و سخن خود را ) فرود آور . 174 - امام صادق عَلَيْهِ السَّلَامُ فرمود : خداوند دو فرشته را براى اهالى شهرى فرستاد كه شهر را بر اهالى آن واژگون نمايند . همين كه به شهر رسيدند مردى را يافتند كه با خدا مناجات و زارى مىكرد . يكى از فرشتهها به ديگرى گفت : آيا نمىبينى اين مرد را ، كه چگونه خدا را مىخواند ؟ آن ديگرى گفت : بلى او را ديدم ، ولى آنچه را كه پروردگارم دستور داده است انجام مىدهم . ( اوّلى ) گفت : و ليكن من كارى انجام نمىدهم تا نزد پروردگارم باز گردم ، چون بازگشت گفت : پروردگارا ! موقعى كه به شهر رسيدم ، بندهات فلانى را ديدم كه تو را مىخواند و به درگاه تو زارى مىكرد ؛ خداوند فرمود : آنچه را كه به تو دستور دادم اجرا كن ، چونكه او مردى است كه هيچگاه صورت خود را براى من ( در مقابل گناهان و منكرات جامعه ) بر نگرداند و اظهار خشم نكرد .